محمد مفيد مستوفى بافقى

150

جامع مفيدى ( فارسى )

گفتار در ذكر احوال سيد غياث الدين على يزدى و بيان بناى مدرسهء غياثيهء چهارمنار اورنگ‌نشينان مسند سخنورى و پيرايه‌بندان مجلس عبارت‌آرائى صحايف اوراق را به ذكر سيد غياث الدين الحسينى بدين نقوش آرايش داده‌اند كه سيد مشار اليه در عنفوان اوان جوانى از خطهء دلگشاى يزد به تختگاه سليمان عليه التحية و الغفران شتافت و در اندك زمان به امداد بخت سرمد بر مسند وزارت شيخ ابو اسحق كه در بلاد فارس و عراق لواى سلطنت افراخته بود عروج نمود و در ايام اعتبار و اقتدار در سنهء اربعين و سبعمائه مقرر فرمود كه وكلاى ديانت‌شعار در بلدهء جنت‌نشان يزد در « محلهء چهارمنار » متصل به رودخانه طرح مدرسهء مسدس [ 127 ب ] مروح انداختند و استادان ماهر به كار پرداخته در اتمام آن كمال سعى مبذول « 1 » نموده سقوف و جدار به طلا و لاجورد و كاشى تزيين دادند و دو منار بلند بر سر درگاه برافراختند و حسب - الاشارهء بانى خواجه عبد اللّه صيرفى كتابه بر سر درگاه تحرير نموده به كاشى مثبت ساختند . همت عالىنهمت آصف جم اقتدار مبلغ ده هزار دينار برسم اجرت و انعام به خواجه صيرفى نام عنايت نمود و تا اين ايام بر زبان خاص و عام جاريست كه خواجه عبد اللّه سرعينى در حين تحرير موقوف داشته - تحرير ننمود ، و بعد از احذ انعام آن وجه را در كيسه كرده در ميان دو منار به نظر ارباب حقد و حسد بلند گردانيد و آوازه انداخت كه هرگاه يكى از جوانان خوش‌خط سرعين را به خوبى و نيكوى آن خط نويسد عين آن وجه تعلق به او داشته باشد . مدتى ارباب قلم قدم به ولايت يزد گذاشته نظر بر آن گماشتند . و چون زياده از حوصله و قدرت خود يافتند دندان طمع كنده چشم از آن برداشتند . در بعضى از تواريخ [ 128 الف ] مسطورست كه در مبادى حال ميانهء شيخ ابو اسحق و امير مبارز الدين محمد مظفر مبانى عهد و پيمان به غلاظ ايمان تأكيد يافته بود . در وقتى كه امير محمد در ولايت كرمان به محاربهء هزاره و اوغانى مشغول بود امير شيخ ابو اسحاق فرست غنيمت دانسته همت بر استيصال جناب مبارزى

--> ( 1 ) - اصل : مبزول